محمد مهدى ملايرى

139

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

« آنچه در اينجا شايستهء ذكر مىباشد اين است كه اين كرجى را تا چندى پيش و هنوز هم برخى از محققين كرخى با خاء معجمه نوشته‌اند و او را به كرخ بغداد منسوب مىدانسته و از أهل عراق شمرده‌اند « 1 » در صورتى كه اين نسبت مبنى بر اشتباهى بوده است كه دراصل براى خاورشناس آلمانى « فرنتس و پكّه » يعنى نخستين محققى كه به آثار كرجى توجه نموده بود روى داده و نسبت كرجى را كرخى نوشته و سپس در ميان ساير محققين نيز همين نسبت رواج يافت . و توضيح مطلب آنكه فرنتس و پكه در سال 1853 ترجمهء مختصرى از كتاب ( الفخرى ) را به فرانسه منتشر ساخت و مقدمه‌اى نيز بر آن نوشت و همين كتاب باعث شد كه مورّخين علوم به راهنمائى آن به بحث دربارهء علوم در زبان عربى پرداختند . و پكه با چنان موشكافى و امانت و دقتى اين كتاب را ترجمه كرده بود كه شايستهء يك محقق دانشمند است ، ولى چون كتابى كه براى اين ترجمه در دسترس وى بوده نسخهء خطى از كتاب الفخرى متعلق به كتابخانه پاريس بوده كه اكنون به شماره 2459 ثبت است و در اين نسخه نام كرجى تحريف شده و كرخى بخاء نوشته شده بوده است ، از اين جهت آن دانشمند عالىمقام هم كه به اين تحريف توجهى نداشته وى را كرخى از اهل كرخ بغداد معرفى كرده و از اينجا اين نسبت شهرت يافته ، و در كتابهائى كه بعدا در اين موضوع نوشته شده چه در زبانهاى اروپايى يا عربى همه‌جا او را كرخى نوشته‌اند . « شهرت كتاب ( الفخرى ) و ارزش كار فرانتس و پكه افكار خاورشناسان را

--> ( 1 ) . از آن جمله آقاى سيد حسن تقىزاده در كتاب « تاريخ علوم در اسلام » كه مجموعهء دروسى است كه براى تدريس در دانشكده معقول و منقول از چند سال به اين طرف تحرير نموده‌اند وى را « كرخى از كرخ بغداد از اوائل قرن پنجم از بزرگترين رياضيون اسلام » نوشته‌اند . رجوع شود به فصل چهاردهم آن كتاب ص 102 . ظاهرا چاپ اين كتاب كه به شكل جزوات پراكنده به دانشجويان داده مىشود هنوز پايان نيافته : نسخه‌اى كه در اختيار ما است تا صفحه 136 بيشتر نيست و ناتمام است . - « الدراسات الادبية »